سيد علي اكبر قرشي

7

قاموس قرآن ( فارسي )

قاف و ضمّ آن خوانده شده و فقط دو بار در قرآن آمده است . قَسْم : ( بر وزن فلس ) و قسمة بمعنى تجزيه و افراز است * ( نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * زخرف : 32 . ما معيشت آنها را در زندگى دنيا تقسيم كرده‌ايم . استقسام : طلب قسمت است و در تقسيم نيز به كار رفته مثل * ( وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ) * مائده : 3 . و از اينكه با ازلام قسمت كنيد ، رجوع شود به « زلم » . * ( كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ . الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ) * حجر : 90 و 91 . رجوع شود به « عضين » . راجع به * ( فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ) * ذاريات : 4 . رجوع كنيد به « جرى » . قسمة : هم مصدر آمده مثل * ( وَإِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْه ) * نساء : 8 . و هم بمعنى مفعول مثل * ( وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ . . . ) * قمر : 28 . بگو آب ميان آنها و شتر صالح مقسوم است . * ( أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ) * زخرف : 32 . قسم : ( بر وزن فرس ) سوگند . * ( وَإِنَّه لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ) * واقعة : 76 . اگر بدانيد آن سوگند بزرگى است . « اقسم باللَّه » يعنى سوگند ياد كرد به خدا ، اصل آن چنان كه راغب گفته از قسامه است و قسامه بنا بر قول اقرب الموارد جماعتى است كه بر چيزى سوگند ميخورند و آن را ميگيرند و يا به چيزى گواهى ميدهند . راغب گفته : قسامه سوگندهائى است كه بر اولياء مقتول تقسيم مىشود يعنى چون ادّعا كردند زيد عمرو را كشته بايد هر يك در صورت عدم شاهد بر ادعاى خويش قسم بخورند . على هذا معناى قسمت در قسم بمعنى سوگند نيز ملحوظ است . افعال قسم در قرآن بيشتر از باب افعال آمده مثل * ( وَأَقْسَمُوا بِالله جَهْدَ أَيْمانِهِمْ . . . ) * انعام : 109 . * ( فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ . وَما لا تُبْصِرُونَ ) * حاقّه : 38 و 39 . از مفاعله و تفاعل نيز آمده است